در زمان هخامنشيان تمام قدرت و اختيارات از جمله قوه قضاييه در دست شاه بود . (كوروش علاوه از مقام حكومت و سلطنتي خود يك جنبه اخلاقي و روحاني نيز يافته است كه در ميان همه حكمرانان عالم منحصر به فرد است و ان موهبتي است خدايي كه كمتر نصيب اهل سياست و به قول شيخ ابو اسحاق شيرازي ظلمه مي شود-1).
پادشاهان هخامنشي (... سلطنت را وديعه الهي و حق طبيعي خود مي دانستند . به همين جهت قوه مقننه و قضاييه و مجريه در دست انها قرار داشت و اراده ي انها در هر مورد موجب وضع قوانين و ايجاد نظامات و مقررات بوده و به صورت فرمان اين اراده ظاهر مي شده است ... با اين كه شاه حق قانون گذاري داشت ولي اين حق جز در حدود مصلحت مملكت اعمال نمي شد و فرمان ها كه حكم قانون را داشت جز در راه نفع عموم و خير و صلاح مردم و حفظ امنيت و انتظام و استقلال مملكت صادر نمي گشت -2)
نويسنده و خطيب معروف فرانسوي بوسويه مي نويسد (در زمان حكومت كوروش عظمت معنوي اساس حكومت قرار گرفت . ايرانيان در ان عصر از اصول عدالت برخوردار بودند و متخلفين را به شدت مجازات مي كردند ... نويسنده مزبور مي افزايد كه ايرانيان در ان دوره قوانين زيادي داشتند كه اكثر ان ها در زمان كوروش و داريوش به وجود امده بود .-3) با اين حال شاه عمل قضاوت و انتخاب قضات را به يكي از دانشمندان سالخورده واگذار مي كرد .
مجري قانون و دادگستري مغان و پيشوايان مذهبي بودند كه نزد ايرانيان از فرزانگان و دانشمندان به شمار مي رفته اند و بدين سبب صدور حكم و قضاوت با ان ها بوده است . در اين زمان مرجعي تحت عنوان (محكمه عالي) وجود داشت كه از هفت قاضي منتخب از نجيب زادگان تشكيل مي شد و محكمه هاي محلي در سراسر كشور ايجاد مي گرديد . در اواخر اين زمان مردان و زناني جز از طبقه كاهنان به دعاوي رسيدگي مي كردند . محاكمات از نظم و ترتيب خاصي پيروي مي كرد . براي ان كه كار محاكمه طولاني نشود براي هر نوع محاكمه زمان معيني تعيين و همواره به طرفين پيشنهاد سازش از طريق داوري مي گرديد . به علت زيادي سوابق قضايي و طول و تفصيل قوانين گروه خاصي به نام (سخن گويان قانون ) پيدا شدند كه مردم با ان ها مشورت مي كردند و براي پيش برد دعاوي از ان ها كمك مي جستند -4)
رشوه دادن از گناهان بزرگ و مجازات راشي و مرتشي اعدام بود . كمبوجيه دستور داد تا پوست قاضي فاسدي را كندند و بر كرسي قضاي او كشيدند و فرزندش را بر ان مسند نشاندند تا پيوسته هنگام قضاوت سرگذشت پدر را به خاطر داشته باشد و از راه راست منحرف نشود -5)
اگر كسي در محمه محلي نمي توانست به حق خود برسد مي توانست به شاه رجوع كند((شاه مي گفت ( هيچ گناهي نزد خداي تعالي بزرگتر از گناه پادشاهان نيست – حق گزاردن پادشاهان نعمت ايزد تعالي را نگه داشتن رعيت است و داد ايشان دادن است و دست ستمكاران را از ايشان كوتاه كردن ) پس چون پادشاه را بيداد سپارد زير دستان او خود را در خراب كردن اتشكده ها و شكافتن دخمه ها مجاز خواهند داشت -6))
خانم پروفسور هايد ماري كخ ايران شناس الماني مي نويسد : داريوش ((... گزارشگر ماهري است كه براي ايجاد امكان ارتباط ملي حتي فرمان به ايجاد خط ملي داد تا از قوانين و اصول جهان داري اش سخن گويد و سايه ابهامي در ان باقي نگذارد -7)) او به استناد يكي از سنگ نبشته ها به شرح زير چنين بيانيه اي از زبان يك پادشاه در سده ششم پيش از ميلاد را شبيه معجزه مي داند :
((به خواست اهورا مزدا من چنينم كه راستي را دوست دارم و از دروغ روي گردانم . دوست ندارم كه ناتواني از حق كشي در رنج باشد . همچنين دوست ندارم كه به حقوق توانا به سبب كارهاي ناتوان اسيب برسد . ان چه را كه درست است من ان را دوست دارم . من دوست برده ي دروغ نيستم . من بدخشم نيستم . حتي وقتي خشم مرا مي انگيزاند ان را فرو مي نشانم . من سخت بر هوس خود فرمانروا هستم -8 ))
------------------------------------------------------------------------------------------
-اين متن برگرفته شده از كتاب ايين دادرسي مدني تاليف استاد دكتر عبدالله شمس است .
1-ازاد. ابوالكلام – كوروش كبير (ذوالقرنين) – ترجمه باستاني پاريزي . دكتر ابراهيم
2-احمدي .اشرف – قانون و دادگستري در شاهنشهاهي ايران باستان – صفحه 32
3-منبع پيشين صفحه 35
4-راوندي .مرحوم مرتضي – سير قانون و دادگستري در ايران – صفحه 10
5-پيرنيا . مرحوم حسن – تاريخ ايران از اغاز تا انقاض قاجاريه – صفحه 119 / ويل دورانت – تاريخ تمدن – كتاب اول – بخش اول – صفحه 532
6-بارتلمه – زن در حقوق ساساني – صفحه 6 –
7-كخ . خانم پروفسور هايد ماري – از زبان داريوش... – ترجمه رجبي . دكتر پرويز – صفحه 345
نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385 ساعت توسط سرباز فدایی کوروش





