تبليغاتX
کوروش ابر مرد تاریخ



به خشنودی اهورامزدا

ما سربازان کوروش سال 86 را سال کوروش بزرگ می نامیم.
فرزندان راستين كوروش :
امپراتوري فراموش شده
هخامنشیان
امپراتوري پارس
کوروش کبیر 1
کوروش کبير 2
راه کوروش
کوروش بزرگ 1
کوروش بزرگ 2
دفاع از بیستون(بیستون را نجات دهیم)
کوروش هخامنشی
نجات دهنده
ایین وفرهنگ ایران باستان
کوروش پیام آور بزرگ
سپاه جاويدان
ايران جاودان(ملی گرای ايراني بيدار شو)
درفش كاوياني
وبلاگ اطلاع رسانی گروه مرکزی رایانه
کوروش و آزادی
كوروش كبير
آتشكده زرتشت
پايگاه اطلاع رساني يادمانهاي تاريخي::: دشت پاسارگاد
كانون تاريخ ايران
قالب های پارسی

هم انديشان پارسي :
فریاد ایران
گامبرون
سال 86 سال کوروش بزرگ
جامعه ی پارسی ها
نور ایزدی
ایران و اسلام
حماسه چالدران
دل باراني
به نام خداوند جان و خرد
شعله های پارس
ایران بیمار
جاوید میهن و پاینده باد هم میهن
من آریاییم
گزارشگر
آريو برزن
مهر آذر پارسی
ایران وطنم
اندیشه زرتشت
سرزمین پارسیان
فر ایران را می ستایم
دختر آریایی
پاورقي
English literature
بابک خرمدین
مزدا اهورا
زردشت
پامياد آريانيسم
پژوهش‌هاي ايراني
زرتشتیان ایران
من بهمن جازويه دوباره زنده شدم تا انتقام يورش تازيان بر ميهنم را باز پس گيرم
پارسی زندگی کنیم
اشو زرتشت ، پیامبر اهورائی ایران زمین
ایران زمین (این سرزمین اهورایی )
تاریخ و فرهنگ ایران
بياييد به ايراني بودن بازگرديم،
ايران نامه
مهرآذر پارسي
باهماد ناسكا
مراسم سوسمار خوری اعراب وحشی((تازی های وحشی)) :
CCG Flags
CCG Opinion
CCG Internet Television
CCG Football Pages
CCG Movies
Best Sites
مجموعه ی ادبی کاپیتان
اتاق گپ زنی گروه مرکزی رایانه
واحد سیاسی گروه مرکزی رایانه
شبکه ی سرگرمی شیدا
فیلترشکن گروه مرکزی رایانه
بايگاني پيوندها

طراح قالب :
:: Farsi-sare.khorshidvash.Com ::


ParsTheme
Powered By
BLOGFA.COM

تعداد بازديدها:

RSS

سال 1386 را سال کوروش بزرگ بنامیم

مطلبي درباره شروع و سقوط ساسانيان - به قلم خانم مژگان ايلانلو - منبع : روزنامه شرق
بخش اول
ساسانيان 429 سال و3 ماه و 18 روز در ايران حكومت كردند و در دوران حكومت آنان 28 شاه بر تخت پادشاهى نشست. اردشير پاپكان مؤسس سلسله ساسانيان فردى با هوش و شجاع و از اعقاب متوليان معابد زرتشتى بود. وى توانست با شكست دادن پادشاهان اشكانى، به نفوذ و تسلط پانصد ساله فرهنگ و تمدن يونانى كه اسكندر و اعقابش آن را بر ايران تحميل كرده بودند، پايان دهد و با تكيه بر باورهاى دينى ايرانيان حكومتى را پايه گذارى نمايد كه به عنوان نخستين دولت مزدا پرست در تاريخ شناخته شود. اگر چه پيش از آن در زمان هخامنشيان نيز شاهانى همچون كورش و داريوش بر باورها و اعتقادات زرتشتى اقرار مى كردند، اما دين زرتشتى در زمان اردشير پاپكان رسماً به قصرهاى پادشاهى وارد شد و هم دوش حكومتگران شد.

اردشير بابكان كه هوشمندانه دريافته بود احياى هويت و فرهنگ ايرانى نياز به ترسيم يك آئين مورد پذيرش دارد، تمام تلاش خود را به كار برد تا بتواند دين بهى را احيا كند و آتشكده ها را رونق بخشد، او مى دانست كه به پشتيبانى اين آئين مى تواند وحدت دوباره اى در ميان ايرانيانى كه سال ها تحت نفوذ و هجوم افكار يونانى قرار گرفته بودند، ايجاد كند. به همين مناسبت منابع زرتشتى از اردشير پاپكان با ستايش هاى فراوانى نام برده اند و او را فردى مى دانند كه اوستا را به كمك موبدانى همچون تنسر و آذر بادمهر اسپندان جمع آورى كرد. از نام او نيز مى توان به خوبى پى به آميختگى دين و دولت در ايران باستان برد، چرا كه اردشير متشكل از دو جزء ارته (ارد، اشه) به معانى مقدس، متدين و خشتره به معناى شهريارى است، كه مجموع آن را مى توان به حكومت مقدس و يا شهريار مقدس تعبير كرد.منابع زرتشتى تا آن جا درباره اردشير پاپكان تمجيد و تعريف كرده اند كه حتى به قول پروفسور كرتين سن تاريخ ظهور زرتشت را اندكى تغيير دادند تا مسئله پيش بينى ظهور منجى با تاجگذارى اردشير پاپكان همخوانى پيدا كند.

وى در سال 224م وارد تيسفون شد و آن چنان كه نقوش برجسته مى گويند در مراسم خود با يك دست شمشير و با دست ديگر آتش آتشكده را بر هم مى زد كه نشان از در اختيار داشتن دو قدرت شاهى و روحانى در شخص وى بوده است. او به نام خود سكه هايى را ضرب كرد كه برروى آن نوشته شده بود: "نخست مزداپرست، خدايگان اردشير، شاه ايران" كه بعدها به شاهنشاه ايران تغيير پيدا كرد.اردشير با آن كه تلاش بسيارى براى احيا كردن دين زرتشتى كرد، اما هوشمندانه راه قدرت را بر موبدان بست و اجازه نداد كه آنها صاحب قدرت و نفوذ غيرقابل كنترل در دربار او شوند. موبدان زرتشتى در زمان جانشينان وى توانستند كه قدرت و تسلط بسيارى بر شاهان پيدا كنند اما درزمان حيات اردشير هرگز نتوانستند به اختياراتى بيش از آن چه شاه براى آنها تعيين مى كرد دست يابند. از سخنان اردشير پاپكان است كه گفته: دين و شاهى برادر يكديگرند و يكى از ديگرى بى نياز نيست، دين شالوده پادشاهى است و پادشاهى نگهبان دين است. هر چه را پايه نباشد از ميان برود و هر چه نگهبان نداشته، تباهى شود.

پس از درگذشت اردشير بابكان پسرش شاهپور اول برتخت نشست و از آن جا كه از قدرت يافتن موبدان هراس داشت در مراسم تاجگذارى خود اجازه داد تا مانى، نخستين خطبه خويش را بخواند و آئين خود را ترويج دهد. مانى طبيبى حاذق بود و توانسته بود تا با تلفيق تعاليم، زرتشتى و مسيحى، آئينى جديد ارائه دهد. آئينى كه در ميان شاهزادگان ساسانى طرفداران قدرتمندى پيدا كرده بود. شاهپور اول سياست تسامح و مداراى دينى را كه علاوه بر ممانعت از گسترش نفوذ موبدان، نشانه اى از اقتدار و ثبات حكومت بود در دستور كار خود قرارداد و فرمان داد تا "مانويان و يهوديان و مسيحيان و هر كسى را با هر دينى كه مى ورزد آسوده گذارند و بگذارند تا آنها با باورهاى خود در آرامش به سر برند."كرتير، روحانى مقتدر و با نفوذ زرتشتى اگر چه در دوران شاهپور اول در دربار حضور داشت اما هرگز نتوانست كه حيطه اختيارات خود را گسترش دهد.اما او و ديگر موبدان زرتشتى توانستند تا نظر شاه را نسبت به مانى تغيير دهند.با روى كار آمدن بهرام اول كه به مدد و پشتيبانى موبدان برتخت نشسته بود مانى به اتهام تبليغ عليه قانون زرتشتى كشته شد و كرتير به عنوان روحانى ارشد دربار به اوج قدرت رسيد. در زمان بهرام اول لقب نگهبان آتشكده آناهيتا كه تاكنون به شاهان داده مى شد از آنها گرفته و به كرتير داده شد.

به گواه اسناد تاريخى و از جمله كتيبه كرتير در كعبه زرتشت، شاه به تعقيب و آزار يهوديان و بودائيان و برهمنان و نسطوريان و مسيحيان و مانويان و زنديكان پرداخت. از آن پس تا سال 652م كه به سقوط سلسله ساسانى انجاميد، اوضاع پادشاهى براساس رابطه ميان موبدان (كه به تقليد از تبديل لقب شاه به شاهنشاه، به موبد موبدان تغيير يافت) با شاه تعيين مى شد. اگر پادشاهى بدون توجه به قدرت و نفوذ موبدان به روى كار مى آمد، به واسطه نياز به داشتن پشتيبان در برابر لشگر موبدان به آزادى هاى دينى و فراهم كردن فضا براى پيروان اديان مسيحى و يهودى و مانوى همت مى گماشت كه اين مسئله پس از مسيحى شدن كنستانتين امپراتور روم كه دشمن ديرينه ايران بود، شكلى بحرانى به خود گرفت و در حكم خيانت به مملكت محسوب شد، تا آن جا كه در زمان يزدگرد اول اعلاميه تسامح دينى از سوى پادشاه صادر مى شود. اعلاميه اى كه خشم موبدان را برمى انگيزد و مسيحيان را به حدى جسور و بى پروا مى كند كه در شهر هرمز اردشير، كشيشان آتشكده اى را ويران مى كنند و به جاى آن كليسا مى سازند و پادشاه كه متهم به مدارا با خارجيان مى شود در منابع زرتشتى به يزدگرد بزه كار مشهور مى شود.

از سوى ديگر، در زمانى كه موبدان مى توانستند شاهى را بر تخت بنشانند، شاه و درباريان مجبور بودند تا تمام همت خود را صرف جنگ هاى دينى با روميان و ارمنيان و مانويانى كنند كه تن به تعاليم زرتشتى نمى دادند. اين اوضاع پريشان سرزمين ايران و انيران را درگير جنگ ها و شورش ها و بحران هايى كرده بود كه نخستين دغدغه شاهان پس از روى كار آمدن غلبه بر آنها بود. قباد اول كه خود به همت روحانيون زرتشتى به روى تخت نشسته بود براى آن كه نمى خواست آلت دست موبدان باشد به مزدك روى آورد تا انديشه اى را جايگزين تعاليم مغان كند اما شورش و قيام موبدان بر عليه او تا به آنجا بالا گرفت كه وى را در دژى محبوس كردند و او پس از آن كه مجدداً برسر كار آمد دستور به قتل عام مزدكيان داد.جنگ هاى ممتد و فرسايشى ايران و روم كه ساليان بسيار به تحريك روحانيون دينى در دو دربار صورت گرفته بود، هر دو امپراتورى را خسته و پشيمان كرده بود تا آن كه در زمان شيرويه معروف به قباد دوم، دو پادشاه تصميم به برقرارى صلح گرفتند. شروط صلح عبارت بودند از: اول- طرفين هرچه از خاك يكديگر گرفته اند مسترد دارند و اسرا را تحويل يكديگر دهند و دوم- صليب مسيحى را كه ايرانى ها از بيت المقدس آورده بودند پس بدهند كه استرداد اين صليب باعث برپايى جشن هايى بزرگ در روم شرقى گرديد.

اين صلح ديرهنگام زمانى به وقوع پيوست كه ديگر هيچ نشانه اى از ثروت و شكوه و وحدت پيشين در ميان ايرانيان باقى نمانده بود. خسروپرويز آنچه از ذخيره مملكت ايران باقى مانده بود در جنگ هاى مدام با روميان به باد داده بود و مابقى را در حرمسراها و كاخ هاى مجلل صرف جشن ها و پايكوبى هاى خودخواهانه كرده بود. موبدان و روحانيون زرتشتى نيز با تمام توان در امر توسعه و گسترش حدود و اختيارات خود بودند. پريشانى احوال ايران روبه زوال تا به آن جا پيش رفت كه در مدت چهار سال (629 م الى 632 م) دوازده نفر به عنوان شاه ايران تاجگذارى كرده و بعد از مدتى كوتاه از كار بركنار شدند.امپراتورى ايران در اين زمان مانند مجسمه غول پيكرى بود كه موريانه تمام پيكره او را از بين برده است و ضربه اى كوچك باعث فروپاشى و سقوط آن مى شد.

نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385 ساعت توسط سرباز فدایی کوروش


[ ) ] [  ] [ 5 ]


صفحه نخست | پست الکترونیک | بلاگفا | قالب های پارسی

This template designed by Mehran Rostami . Copyright © 2006 ParsTheme.mihanblog.com

12 or 24 hours timer